مسجد انگجي تبريز

216

مقالات وگفتارها ( فارسي )

ولى مسلما همان قدر كه ترسيم چنين جهانى در أفق خيال آسان است ، از نظر عمل فوق العادة مشكل وطاقت فرساست ، ولى به هر صورت ، بشريت ناگزير است چنين راهى را بپيمايد وبه آن ، واقعيت عيني دهد كه در غير اين صورت راهى جز تباهى ونابودى ندارد . خطوط اصلى نظامات چنين جامعه اى در روايات اسلامي با اشاراتى كوتاه وپر معنى ترسيم شده ، وبا اينكه عباراتى است كه از سيزده يا دوازده قرن پيش به دست ما رسيده ، كاملا زنده وتازه است . ودر اينجا به چند قسمت حساس آن اشاره مىكنيم : 1 - پيشرفت فوق العادة علوم در عصر مهدى ( عليه السلام ) هيچ برنامه انقلابى بدون يك جهش فكرى وفرهنگى ، پايا وپويا نخواهد بود ورشد وتكامل لازم را نخواهد يافت لذا بدون شك ، نخستين گام در تحقق بخشيدن به چنين هدفى ، اقدام به يك انقلاب فرهنگى است كه أفكار را از دو سو به حركت درآورد . از طرفي در زمينه علوم ودانشهائى كه مورد نياز يك جامعه آباد وآزاد وسالم است ( اين از نظر مادي وروبنائى ) واز سوى ديگر در زمينه آگاهى به أصول يك زندگى صحيح انساني آميخته با ايمان در جهت معنوي وزير بنائي . در حديثي از امام صادق ( عليه السلام ) چنين مىخوانيم : " العلم سبعة وعشرون حرفا فجميع ما جاءت به الرسل حرفان ، فلم يعرف الناس حتى اليوم غير الحرفين ، فإذا قام قائمنا اخرج الخمسة والعشرين حرفا ، فبثها في الناس وضم إليها الحرفين حتى يبثها سبعة وعشرين حرفا " . ( علم ودانش بيست وهفت حرف ( بيست وهفت شعبه وشاخه ) است ، تمام آنچه پيامبران الهى براي مردم آوردند دو حرف بيش نبود ومردم تاكنون جز آن دو حرف را نشناخته اند اما هنگامى كه قائم ما قيام كند